تبليغاتX
استعداد شگرف بدون اراده ی آهنین معنی ندارد تاریخ و زندگی بشر
زیر هر سنگ قبر یک تاریخ کامل خوابیده است×××ماکسیم کورکی
 

که منظور از ایران همان ایرانی است که بعد از کشمکش های جهانی و منفک شدن قسمت هایی از شمال و شرق و جنوب آن منظور می باشد به طور کلی ایرانی که بعد از عقد قرارداد ننگین سال 1243 هجری قمری ترکمن چای  و همانطوری که در کتب جغرافیایی در دوران تحصیلی ما خود از آن تحصیل و استفاده می کردیم چنین منظور شده بود ایران محدود است از شمال به کشور اتحاد جماهیر شوروی و بحر خزر و ترکستان شوروی از مشرق به افغانستان و بلوچستان انگلیس و از مغرب به کشور عثمانیه و بین النهرین و از جنوب به خلیج فارس و بحر عمان مسلماً کشورهای هر قاره کلاً دارای محدودهای خاص خود و هر یک دارای نظام های گوناگون و تشکیلات اداری بوده اند ایران عزیز ما نیز به چهار ایالت بزرگ بنام های آذربایجان به مرکزیت تبریز و پنج ولایت اردبیل ، مراغه ، قراجه داغ ، ارومیه و خوی استان خراسان و سیستان به مرکزیت مشهد مقدس و ولایات بیرجند ، سبزوار ، نیشابور ، سمنان و زابل بود استان کرمان و بلوچستان به مرکزیت کرمان ولایات زاهدان ، سیرجان ، جیرفت و بم استان فارس و بنادر به مرکزیت شیراز و ولایات بندر عباس ، فیروز آباد ، کازرون و میناب بودو بقیه که چهل هشت ولایت مستقل بود .

    حال می پردازیم به مسائلی کلی و اجتماعی از بدو بوجود آمدن آن اعم از تاریخی و فرهنگی منطقه و جزء به جزء اوضاع گذشته و حال آبادی های تابعه را مخصوصاً سوابق گذشته ی شهرستان و وجه تثمیه آن و تاسیس موسسات دولتی و غیر دولتی و شرح و بسط ریشه ای موضوعات به فراخور اطلاعات ابتدا بهتر است شروع کنیم از اصل مسئله که شهرستان جلفا و وجه تثمیه و چگونگی آن البته آنان که اهل مطالعه هستند و با تاریخ سر و کار دارند بخصوص با تاریخ ایران عزیز مخصوصاً از جریانهای بعد ازروی کار آمدن سلسله ی قاجاریه و اتفاقاتی بوجود آمده بعد از آقا محمد خان قاجار موسس سلسله قاجاریه در ایران و اوضاع و احوال کشور و جریانات جنگ دوازده ساله ی دوران فتحعلی شاه قاجار با دولت تزاری روسیه که مستحضرند یا بهتر می دانند که بعد از عقد قرارداد ننگین ترکمن چای که رود ارس از ملتقای مرزی ایران و ارمنستان و ترکیه تا آسلان دوز خط مرزی آبی و بعد خاکی تا نزدیکی های لنکران و سد رود ارس بین ایران و روس تعیین و کلیه ولایات و شهر ها و قسبات آن طرف رود ارس و همچنین خاکی تا لنکران به دولت روسیه واگذار گردید که قصبه ای به نام جلفا از توابع نخجوان که اکثر سکنه آن نیز مسیحی بوده اند واقع بوده و وجه تثمیه ی محل فعلی هم به نام همان جلفا که گویا به زبان ارمنی به بافنده اطلاق می شود بوده است و از انجایی که ارمنیان در کارهای ظریف دستبافی مهارت کلی داشته اند اعم از پیراهن و شال و غیره که بسیار معروف و به مرغولیت ممتاز مشهور بوده است در دورۀ سلطنت شاه عباس صفوی که مناطق مزبور هم جزو کشور ایران بوده لذا شاه عباس مذبور نظر به ظرافت کاری آنان و یا روی اعمال سیاست که از زمان ایشان در اثر نفوذ مسیحیان در دربار سلطنتی خصوصاً برادران شارلی و همچنین یا به جهت تالیف احوال و جلب قلوب مسیحیان و ایجاد الفت و وداد بین مسلمانان و مسیحیان تصمیم می گیرد یک عده از صنعت گران و هنرمندان مسیحی اهل جلفا و ایروان را به اصفهان پایتخت خود منتقل و اسکان می دهد د ر منطقه ای آبادی مسکونی آنان را هم جلفا نامگذاری می نماید منظور کلیه ارامنه ی تبعیدی از رافت و عطوفت حکومتی خصوصاً دربار سلطنتی برخوردار میشوند اگر چه موجب اطاله کلام و تصدیع خواننده عزیز می شود ولی ناچاراً بنا بر این شده موضوعات ریشه ای و مستند عرضه شود
 
                                                           پایان
 
از وبلاگ:http://shaporigargary.blogfa.com/
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم تیر 1388ساعت 12:1  توسط آرمین پوررعدی گرگری | 

 

عکس یادگاری از افتتاح مدرسه سیه رود ۱۳۱۹

قطع نظر از اینکه یقیناً نوشته هایم چندان مورد توجه نبوده به مذاق خواننده خوشایند نمی باشد به هر حال اگر چه طبق نظر و سلیقه و تصمیم اولیه از قبل نتوانستم در این موضوع توفیق حاصل نمایم ولی بعد از گذشت سالها از دوران جوانی بر آن شدم از روی یک قسمت یادداشتها به یادمانده هایم را با آنها تلفیق و منظور خود را ادامه و عملی نمایم . مسلماً توفیق از خدا باید بطلبم و در این رابطه تصمیم بر این است از جزئی مسائل روز و جو اجتماعی کل منطقه از گذشته و حال و اطلاعاتی که از منابع و مأخذ تاریخی و غیره کسب نموده ام بدون حب بغض و رعایت بی طرفی و به دور از تعصبات محلی و قومی و عشیره ای به طور ساده و مشروح به تصویر بکشم .لذا با توجه به نظریه ی اهل منطق و اصول که در هر امر باید مقدمه چینی شود تا ذی المقدمه حاصل آید و تفهیم کلی در هر امری از امور و هر بحثی از مباحث مربوطه بخواننده و شنونده که قانع نشده باشد به عمل آید برای اینکه خوانندگان عزیز بتوانند با صرف وقت خود از این مقوله ی سرگرم کننده چیزی دستگیرشان شود که بنده را یارای قلمی و تحلیل مطالب چنانچه باید و شاید رسا و گیرا نمی باشد ناچاراً به اطالعه کلام روی آوردم تصور می کنم به حمد الله افراد فعلی و جوانان جامعه در اثر پیشرفت و اشاعه ی  فرهنگ و دانش روز اکثراً از نعمت سواد برخوردار هستند چنانچه بعضاً در محاوره ها و مجالس بحث و خطابه اتفاق حضور و ملاقات با جوانان تحصیل گردیده واقعاً سهل است که اکثراً از سواد و آگاهی و بینش کافی برخوردارند ای بسا اهل تحقیق و تحلیل و صاحب نظر هستند که نهایت موجب امیدواری و روح پروری برای افراد همچو منی می باشند چه بنده که خوب به یاد دارم که تا قبل از سال 1305 در این منطقه که حالا به نام شهرستان جلفا مطرح است کوچکترین موسسه ی فرهنگی و تعلیماتی وجود نداشت موضوع تعلیم و تربیت و آموزش علم خلاصه می شد به یکی دو باب مکتب خانه ی کذایی که مکتب داران خود از سواد و علم کافی بی بهره بودند مکتب خانه ی دایر شده هم ممرّ و معاش زندگی خانواده ی آنها بودکه یک عده اطفال معصوم را ماهها و بلکه سالها معطل می نمودند تا جزئی از علم سیاق آنروز که مردم بر آن نیازمند بودند و لااقل هم یکی دو سوره از قر آن کریم را جهت تلاوت سر قبر اموات خود بنمایند و بخوانند به عقیده خودشان ثواب آن را هم نثار روح مرحوم مورد نظر نمایند که یاد بگیرند بدیهی است که اکثر اولیایی بچه های معصوم فقط بر این بسنده می کردند به طور کلی از مدرسه و علم دانش خبری نبود در خاطرم هست همچنان که والد ماجدم که رحمت خدا بر او باد در خانه تعریف می کردند و با نهایت علاقه و اشتیاق روزی مژده دادند که مرحوم ابراهیم خان اجلالی مشهور به اجلال لشکر گرگری با چند نفر ازریش سفیدان علمدار گرگر موافقت ریاست معارف و اوقاف صنایع مستظرفه آذربایجان مرحوم دکتر احمد خان سعیدی محسنی که با اجلال مذبور روابط دوستی وخانوادگی داشتند جلب نمودند که هم در گرگر و هم در علمدار مدرسه ی چهار کلاسه ی ابتدایی تاسیس شود طولی نکشید که مشاهده شد فردی بنام علی کسمایی که اهل تبریز بودکه در معیت برادرش کاظم آقا نام به مدیریت مدرسه چهار کلاسه گرگر در سال 1305 انتصاب و اعزام شدند ناگفته نماند فردی هم بنام میرزا حیدر علی نام به مدیریت مدرسه چهار کلاسه علمدار تعیین شده بود در جلفا هم همزمان یک باب مدرسه ی چهار کلاسه دایر گردید متاسفانه بنده که بچه شش ساله بودم از اسم و شهرت ایشان بی اطلاعم از چند نفری هم سراغ گرفتم جواب صحیح و صریح در این رابطه نشنیدم . همین قدر می توانم عرض کنم بنده که بعد از یکی دو سال دیگر رسیدن به حد بلوغ دانش آموزی که از سال 1307 به مدرسه رفتم مدیر مدرسه همان آقای علی کسمایی بودند که ایشان از سال 1308 به مدیریت مدرسه چهار کلاسه پهلوی جلفا منتقل شدند مثل اینکه دارم از مسئله پرت می شوم منظور استفاده باسوادان و تحصیل کرده ها از یادداشت های تنظیمی می باشد باید عرض کنم و خوانندگان نیز استحضار دارند که دانشمندان و علمای اعلام و جغرافی دانان حالا در چه تاریخی کره خاکی زمین را به پنج قاره مهم و بزرگ به نامهای آسیا ، اروپا ، آفریقا و آمریکا و اقیانوسیه تقسیم و در کتب جغرافیایی مندرج و مشهورند و هر قاره هم مشتمل بر کشورهای بزرگ و کوچکند که کشور عزیز ما ایران نیز جزو کشورهای جنوب غربی همان قاره آسیا با محدودهای شناخته شده ای بین المللی می باشد

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم تیر 1388ساعت 12:0  توسط آرمین پوررعدی گرگری | 
 

سلام و صلوات بر ارواح طیبه و انفاس ذکیه اولیاء کرام و نیکان و علمای دین و  دانشمندان و آن عده از انسانهای شایسته باد که با اشاعه و ترویج احکام و قوانین خوب اجتماعی ملحم از فکر بکر پیشروان حق و حقیقت که تلو تالی انبیاء عظام در اصلاح و تعلیم  و تربیت و ایجاد نظم و نظام صحیح اجتماعی از مجاهدت و سعی و کوشش در این دنیای آشفته دریغ نفرمودند بالاخره رحمت مطلق حق تعالی بر نویسندگان و اندیشمندان و شعرا وگویندگان و کلیه افراد جامعه بشری باد یادشان گرامی و روحشان شاد و شامل رحمت حق باد . با عرض معذرت از تصدیع و گزافه گویی وقت گیر چه کند و چه گوید این بندۀ حقیر سراپا تقصیر و غرق شده در منجلاب جهل و بی سوادی و فرصت از دست داده ای که در اوهامش هم نمی گنجید که روزی تألمات روحی واصله از بی عدالتیها و کج رویهای حاصله از هم نوعان خود که سبب هضم و از بین رفتن آن همه قوای روحی و جسمی گردد که زمانی فواصل بسیار دور و درازی را حتی در سالهای 1319 و 1320 بین سیه رود تا گرگر و مرند تا گرگر با پای پیاده با کمال راحتی و بدون احساس کمترین خستگی طی می نمود در روزی چون امروز که یارای برخاستن از رختخواب را نخواهد داشت چه باید کرد تقدیر و سرنوشت چنین بوده است .

که در این موقعیت سنی گریبانگیر کلیه آحاد بشری بوده و خواهد بود با تأسف بر گذشته شیرین زمزمه دائمی من است که افسوس بر آن عمر گرانمایه که بگذشت علی ای حال اینجانب حاج حبیب الله شاپوری گرگری دارنده شماره شناسنامه 189 متولد برابر شناسنامه هشتم میزان 1299 شمسی قلمداد شده در ورقه شناسنامه ام که دقیق و صحیح نبوده تاریخ تولد واقعی با سال قمری روز پنجشنبه 25 شهر جمادی الاولای سال 1338 هجری قمری است برابر با 18 بهمن 1298 فرزند فضل الله و رقیه که فضل الله فرزند کربلایی فرج الله فرزند کربلایی حسن فرزند خداقلی فرزند محمد قلی فرزند آستانه قلی ، فرزند امیر علی فرزند محمد قلی گرگری الاصل که امیر علی مزبور بانی قنات امیرآباد می باشد . چون از دوران جوانی همیشه در این فکر بودم که در مقدمه هم اشاره شده چه بهتر انسان از بدو طفولیت آنچه را که شاهد و ناظر جریانها بوده است مشروحاً در دفتری بنام دفتر خاطرات یادداشت و در این موقعیت سنی تجدید خاطره ی دوره جوانی و مورد مطالعه قرار داد و یادگاری از خود برای اعقاب و فرزندان باشد .
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم تیر 1388ساعت 12:0  توسط آرمین پوررعدی گرگری | 
 
 سپاس خدای را که پی بردن بر کنه ذاتش بر هیچ کس از مخلوقات عالم متفکر ، متبحّر و دانشمند و فیلسوف حتی پیامبران بزرگوار از آدم تا خاتم (ص) مقدور نبوده اهل معرفت و بینش اتفاق نظر دارند که:

هر چه اندیشی پذیرایی فناست

آنچه بر اندیشه ناید آن خداست

حمد ثنای بی پایان بر درگه ایزد منان که چاره ای جز تسلیم محض در مقابل عظمت کبریاییش را نداریم و همواره چشم امید بر فضل و کرم و رحمت بی بدیلش گشوده دست تمنا و دعا بر سویش دراز خواستار مستغرق شدن دردریای موّاج رحمتش و استفاضه از فیض فیوضات یگانه پروردگار مهربان بوده و هستیم با زبان بی زبانی و با کمال خضوع و خشوع و اخلاص پاک قلبی و احساسات درونی خود را که نشأت یافته از عواطف خاص خدایی می باشد به پیشگاه حضرتش با کمال تکریم تقدیم می داریم و در مقابل این همه پدیده های نیک که مخلوقات عالم بالاخص انسان از مزایای اجتماعی و اخلاقی آن بهره ور می شود . عرض ادب و ابراز اخلاص و عبودیت می نماییم چه بهتر که بر پدیده ها با دیده ی بینا بنگریم و بگوییم درود و سلام بر نور ، بر روشنایی بر عشق و عاشقی ، بر طبیعت ، بر زیبایی و زیباییهای طبیعت ، بر محبت ، بر نیکی ، بر صلح ، بر راستی ، بر انسانیت و بر صداقت و و بر فطرت خوب ، سیرت خوب ، اندیشه خوب ، گفتار خوب ، پندار خوب ، کردار خوب ، بر عصمت و حیا ، بر باکی و عدل و تقوا و همچنین نفرت بر ظلمت و بر زشتی ، بر بدی ، بر خشم ، بر هستی ، بر شیطنت ، بر حسد ، بر بخل ، بر غضب و تباهی ، بر جاه و جاه طلبی و بر خیانت و بر کینه و کلیه صفات رذیله و تباه کننده و تهیت و سلام بر ارواح طیبه انسان های شایسته و وارسته یی که بنام پیام آوران راستین از آدم تا خاتم که با الهام از مبدأ عالی مقام ربوبی به راهنمایی و تعلیم و تربیت صحیح اخلاقی کلیه آحاد بشر که هم از بطن خود جامعه برخاسته و همّ خود را به اصلاح تربیت صحیح اخلاقی و انسانی نموده با سعی و کوشش شبانه روزی از راهبردی و راهنمایی و تدوین و پیاده کردن قوانین صحیح و خوب اجتماعی و جلوگیری از اعمال بد و بی عدالتی ها و خیانت و تعدی و تجاوز بر حقوق افراد ضعیف از طرف اقویا از پا ننشستند تا بدین وسیله جامعه را با تدابیر عاقلانه مهار و عدل و داد را در دنیای امروزه نهادینه کنند.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم تیر 1388ساعت 11:59  توسط آرمین پوررعدی گرگری | 
 

صفحه اول

سپاس خدای را که پی بردن بر کنه ذاتش بر هیچ کس از مخلوقات عالم متفکر ، متبحّر و دانشمند و فیلسوف حتی پیامبران بزرگوار از آدم تا خاتم (ص) مقدور نبوده اهل معرفت و بینش اتفاق نظر دارند که:

هر چه اندیشی پذیرایی فناست آنچه بر اندیشه ناید آن خداست

حمد ثنای بی پایان بر درگه ایزد منان که چاره ای جز تسلیم محض در مقابل عظمت کبریاییش را نداریم و همواره چشم امید بر فضل و کرم و رحمت بی بدیلش گشوده دست تمنا و دعا بر سویش دراز خواستار مستغرق شدن دردریای موّاج رحمتش و استفاضه از فیض فیوضات یگانه پروردگار مهربان بوده و هستیم با زبان بی زبانی و با کمال خضوع و خشوع و اخلاص پاک قلبی و احساسات درونی خود را که نشأت یافته از عواطف خاص خدایی می باشد به پیشگاه حضرتش با کمال تکریم تقدیم می داریم و در مقابل این همه پدیده های نیک که مخلوقات عالم بالاخص انسان از مزایای اجتماعی و اخلاقی آن بهره ور می شود . عرض ادب و ابراز اخلاص و عبودیت می نماییم چه بهتر که بر پدیده ها با دیده ی بینا بنگریم و بگوییم درود و سلام بر نور ، بر روشنایی بر عشق و عاشقی ، بر طبیعت ، بر زیبایی و زیباییهای طبیعت ، بر محبت ، بر نیکی ، بر صلح ، بر راستی ، بر انسانیت و بر صداقت و و بر فطرت خوب ، سیرت خوب ، اندیشه خوب ، گفتار خوب ، پندار خوب ، کردار خوب ، بر عصمت و حیا ، بر باکی و عدل و تقوا و همچنین نفرت بر ظلمت و بر زشتی ، بر بدی ، بر خشم ، بر هستی ، بر شیطنت ، بر حسد ، بر بخل ، بر غضب و تباهی ، بر جاه و جاه طلبی و بر خیانت و بر کینه و کلیه صفات رذیله و تباه کننده و تهیت و سلام بر ارواح طیبه انسان های شایسته و وارسته یی که بنام پیام آوران راستین از آدم تا خاتم که با الهام از مبدأ عالی مقام ربوبی به راهنمایی و تعلیم و تربیت صحیح اخلاقی کلیه آحاد بشر که هم از بطن خود جامعه برخاسته و همّ خود را به اصلاح تربیت صحیح اخلاقی و انسانی نموده با سعی و کوشش شبانه روزی از راهبردی و راهنمایی و تدوین و پیاده کردن قوانین صحیح و خوب اجتماعی و جلوگیری از اعمال بد و بی عدالتی ها و خیانت و تعدی و تجاوز بر حقوق افراد ضعیف از طرف اقویا از پا ننشستند تا بدین وسیله جامعه را با تدابیر عاقلانه مهار و عدل و داد را در دنیای امروزه نهادینه کنند.

سلام و صلوات بر ارواح طیبه و انفاس ذکیه اولیاء کرام و نیکان و علمای دین و  دانشمندان و آن عده از انسانهای شایسته باد که با اشاعه و ترویج احکام و قوانین خوب اجتماعی ملحم از فکر بکر پیشروان حق و حقیقت که تلو تالی انبیاء عظام در اصلاح و تعلیم  و تربیت و ایجاد نظم و نظام صحیح اجتماعی از مجاهدت و سعی و کوشش در این دنیای آشفته دریغ نفرمودند بالاخره رحمت مطلق حق تعالی بر نویسندگان و اندیشمندان و شعرا وگویندگان و کلیه افراد جامعه بشری باد یادشان گرامی و روحشان شاد و شامل رحمت حق باد . با عرض معذرت از تصدیع و گزافه گویی وقت گیر چه کند و چه گوید این بندۀ حقیر سراپا تقصیر و غرق شده در منجلاب جهل و بی سوادی و فرصت از دست داده ای که در اوهامش هم نمی گنجید که روزی تألمات روحی واصله از بی عدالتیها و کج رویهای حاصله از هم نوعان خود که سبب هضم و از بین رفتن آن همه قوای روحی و جسمی گردد که زمانی فواصل بسیار دور و درازی را حتی در سالهای 1319 و 1320 بین سیه رود تا گرگر و مرند تا گرگر با پای پیاده با کمال راحتی و بدون احساس کمترین خستگی طی می نمود در روزی چون امروز که یارای برخاستن از رختخواب را نخواهد داشت چه باید کرد تقدیر و سرنوشت چنین بوده است
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم تیر 1388ساعت 11:59  توسط آرمین پوررعدی گرگری | 
 

1- از اوایل سال 1319 چون علمدار گرگر فاقد تشکیلات بهداری بودند در همان تاریخ فردی بنام دکتر محمد علی ممدوحی که ازاهالی اهر بود با یک نفر کارمند بنام سیاح به عنوان مسئول بهداری علمدار گرگر اعزام و در داخل علمدار در محلی استیجاری ادارۀ بهداری بنام هر دو آبادی دایر شد و همچنین تاریخ تاسیس مدارس لیوارجان و سیه سران و قریه داران در سال 1319 می باشد ضمناً لازم به عرض است اتفاق مهم و قابل ذکر دیگری که مخصوصاً در سال 1314 اتفاق افتاد مراسم برگزاری جشن کشف حجاب در منطقه بود که به همین منظور در روز 17 دیماه 1314 بنا به دعوت

آقای پناهی نام بخشدار منطقه که ساکن جلفا بود اجتماع بزرگ و مجللی با حضور کلیه روسای دوایر دولتی منطقه و عده ی کثیری از ریش سفیدان و معاریف علمدار گرگر در جلو ساختمان مدرسه نظامی علمدار تشکیل گردید . یک قطعه عکس یادگاری از این مراسم گرفته شده است که در پیش اینجانب موجود می باشد .

2- از جریانات قابل ذکر دیگر موضوع مراسم برگزاری جشن عروسی محمد رضا شاه پهلوی ولیعهد ایران با خانم فوضیه خواهر ملک فاروق مصری آخرین پادشاه مصر در اردیبهشت سال 1318 در حیاط شرکت پنبه در علمدار ملکی آقای حاج علی اکبر آقازاده گرگری در آن حیاط با مشارکت یک عده از اهالی دعوت شده و هنر مندان محلی دایر و تأتر مشهور آرشین مال آلان توسط این هنرمندان محلی به نمایش گذاشته شد که بی نهایت جالب و به یاد ماندنی بود که اینجانب که معلم مدرسه فردوسی گرگر بودم برابر دعوت نامه در این مراسم حضور داشتم .

با مقدمه چینی مراتب مندرجه بنام پیشگفتار سخن را کوتاه مبادرت به درج مطالبی بنام به یاد مانده های یک نفر معلم بازنشسته در رابطه شرح حال خود و سایر جریانات که در منطقه رخ داده و شخصاً مواجه بوده ام می پردازم . مسلماً اگر از سالهای قبل اقدام به تهیه چنین یادواره ای می کردم صرفنظر از اینکه با فکر باز و انرژی قوی که حتماً تاثیر کلی در اظهار نظرها می داشت و برای خواننده نیز یحتمل مفید فایده می شد ولی افسوس اکنون با به تحلیل رفتن نیروی جوانی و خستگی مفرط و ضعف اعصاب خود از نوشته خود شرم دارم قبول خواهند فرمود حال که قلم به دست گرفته مشغول تحریر این جملات ناقص و خسته کننده می پردازم درست 86 سال بهار زندگی خود را پشت سر گذاشته ام و از کوچکی محیط و ناملایمات بوجود آمده که هیچ بر اوهام نمی گنجید که سخت متالم و ناراحت می باشم ولی چاره نیست باید سوخت و ساخت رفیق شفیق که نیست و دل بستن به صدق و صفای هم نوعان هم قابل اعتماد نمی باشد به طور کلی بدون اینکه از روی یادداشتهای از قبل تهیه شده و چکنویسی و پاک نویسی کرده باشم نه بالله العلی العظیم بالبدیهه دارم آنچه را که از گذشته می گذرد به تصویر می کشم و یقین دارم که خالی از نقص و اشکال نخواهد بود دوستان به سلامت رحمت مطلق حق بر صاحبان حق و راهیان حق و حق گویان و حق پویان و حق طلبان عالم . یاهو یا مدد طلب عفو و اغماض دارد بنده حقیر حاج حبیب الله شاپوری گرگری مورخ 3/1/84 این شما و این به یادمانده هایم .تعبیر و تحلیل و اظهار نظر ها بسته بنظر خوانندگان میباشد .

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم تیر 1388ساعت 11:58  توسط آرمین پوررعدی گرگری | 

 

از جریانات و اتفاقات مهمی که از این سالها اتفاق افتاده گر چه به فراخور اطلاعاتم در پیامدی همین یادنامه شرح داده شده است جهت مزید استحضار و فهرست وار به شرح ذیل اشاره می شود :

1- مسلماً تا آخر سال 1304 شمسی از مدرسه دولتی در این منطقه خبری نبود با اقدامات بعمل آمده از طرف اهالی منطقه خصوصاً اهالی علمدار گرگر سابق از مهر ماه سال 1305 مجوز دایر شدن سه باب مدرسه چهار کلاسه ابتدایی در گرگر و علمدار و جلفا صادر و دایر گردید که با فعالیت و تقاضای اهالی از مهر ماه سال 1314 مجوز تاسیس کلاسهای 5 و 6 در هر سه محل فوق صادر و دایر شد و به همت و تقاضای اهالی علمدار سیکل اول متوسطه در علمدار از سال 1317 افتتاح و اولین دبیر اعزامی فردی بود بنام آقای محبت دوست .

2- از آذر ماه سال 1307 برابر تصمیم مقامات عالیه صدور ورقه ی شناسنامه که در برگیرنده هویت اشخاص باشد در این منطقه عملی شد

3- بنا به تقاضای اهالی علمدار اولین تشکیلات امنیتی و انتظامی بنام کمیساریای علمدار گرگر در آخر سال 1312 تاسیس و علمدار گرگر بعنوان شهر واحد زیر چتر حمایتی و استحفاظی و قضایی کمیساریا در آمدو از حالت روستایی به شهری تبدیل شد البته در بادی امر به علت قلت تعداد سکنه تنهاعلمدار (که از جهار هزار نفر کم بود ) و قانوناًً اطلاق شهر نمی توانست باشد مجوز دایر شدن کمیساریا بشود لذا با توجه به فاصله خیلی نزدیک دو قصبه بنام شهر واحد منظور و تعداد جمعیتی به حد نصاب قانونی رسید از اسفند سال 1312 کمیساریا در محل ساختمان استیجاری در داخل علمدار شروع به کار کرد اولین مسئول کمیساریا بنام نایب اسماعیل خان تبریزی بودند و با این عمل بساط کدخدایی از علمدار برچیده شد ولی با اینکه گرگر هم جزء شهر واحد علمدار گرگر بود ولی دارای کدخدا بود .

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم تیر 1388ساعت 11:58  توسط آرمین پوررعدی گرگری | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
بسمه تعالی
سلام به شما دوستاران تاریخ.این وبلاگ را که مشاهده می کنید درباره ی تاریخ و اخبار مهم دنیا بوده است و درباره ی هر چیزی که در آن به گونه ای تاریخ باشد در این درج می کنیم.

نوشته های پیشین
تیر 1388
خرداد 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
فروردین 1387
پیوندها
وبلاگی در باره ی ساعت روی قالب
سایت حامیان حیوانات و دوستاران محیط زیست
درباره ی زبان انگلیسی
درباره ی تکواندو
وبلاگ شهرستان جلفا
بزرگترین وبلاگ هادیشهر
آلبوم شهرستان جلفا
پایگاه اطلاع رسانی جلفا و هادیشهر
آلبوم شهرستان جلفا(تازه)
اوقات شرعی
تالار پوررعدی گرگری
این خاطرات من است
راه زندگی
بیاد مانده های یک نفر معلم بازنشسته
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM





Powered by WebGozar



خطاطي نستعليق آنلاين

جدیدترین قالبهای بلاگفا


جدیدترین کدهای موزیک برای وبلاگ

script type="text/javascript" src="http://www.google.com/reader/ui/publisher-en.js">
 
السلام علیک و رحمت الله و برکات